تبليغاتX
مردان و زنان موفق ایران
وبلاگی در معرفی مردان و زنان موفق ایرانی - در داخل و خارج کشور

چو از این کویر وحشت به سلامتی  گذشتی

 به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را!!

محمدرضا کدکنی، مشهور به م. سرشک در نوزدهم مهر ۱۳۱۸ در روستای کدکن که يکی از روستاهای قدبم و کهنسال نيشابور قديم است، متولد شد.
وی مقدمات علوم دينی از قبيل جامعالمقدمات و کفايه آخوند خراسانی را نزد پدرش ميرزامحمد شفيعی کدکنی فراگرفت و پس از ورود به حوزه علميه خراسان از محضر استادان بزرگ حوزه خراسان از جمله حاج شيخ هاشم قزوينی و اديب نيشابوری کسب فيض کرد.
پانزده سال از دوران کودکی و نوجوانی م. سرشک مصروف فراگيری علوم قديمه و آمد و شد به حوزه های علميه آن روز خراسان شد، او پس از مطالعه دروس جديد و موفقيت در امتحان وارد دانشگاه مشهد شد و در زمره دانشجويان استادان بنام، دکتر فياض، دکتر يوسفی و دکتر رجايی درآمد

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 10:37  توسط ملیحه آقاجانی  | 

روزی در کتابی خواندم:

بودایی ها می گویند وقتی شاگرد مستعد و آماده باشد معلم ظاهر می شود.

پس بدانید: کاری که ما انجام می دهیم هدیه ای شگفت انگیز است که به انسان های دیگر می دهیم و این ارزش اجتماعی کار ماست. برای رسیدن به این نتیجه کافی است به کارمان دقیق نگاه کنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 11:54  توسط ملیحه آقاجانی  | 

همایون صنعتی زاده، مرد ادب و تجارت ایران رفت

همایون صنعتی‌زاده، نویسنده، مترجم و ناشر ایرانی پس از یک دوره بیماری در کرمان درگذشت.

صنعتی زاده هنگام مرگ 84 سال داشت. ایده و پشتیبانی از انتشار دائرةالمعارف مصاحب، راه‌اندازی چاپخانه افست، چاپ کتاب‌های درسی و مدیریت سازمان کتاب های جیبی از دیگر کارهای مهم او در زمینه کتاب و نشر بوده است. مدیریت انتشارات فرانکلین در تهران که بسیاری از آثار برجسته ادبیات جهان توسط مترجمان آن (کسانی چون نجف دریابندری و کریم امامی) به فارسی ترجمه شد. از مهمترین کارهای او :

۱- مدیریت انتشارات فرانکلین(کتاب های جیبی)

۲- راه اندازی چاپخانه افست

۳- راه اندازی کاغذ سازی پارس

۴- ساختن شهرک خزرشهر در مازندران

۵- کشت مروارید در کیش

۶- رطب زهره

۷- گلاب زهرا

۸- پرورشگاه صنعتی زاده کرمان

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 16:38  توسط ملیحه آقاجانی  | 

خوشبختانه کتاب هر غیر ممکنی ممکن است رسید و علاقه مندان می توانند برای تهیه کتاب با شماره تلفن ۶۶۵۶۹۳۷۵-۰۲۱ تماس بگیریند و یا به کتابکده بهاران ۶۶۴۱۴۱۷۷-۰۲۱ در میدان انقلاب مراجعه کنند و یا برای تهیه کتاب به فروشگاه انتشارات ائلشن واقع در خیابان باقرخان غربی (بین چمران و ستارخان) جنب آژانس مسکن فرزانه مراجعه کنند.
+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 12:59  توسط ملیحه آقاجانی  | 

 کتاب هر غیرممکنی ممکن است منتشر شد

کار و تلاش در فرهنگ ایران از جایگاه خاصی برخوردار است. اگر چه انجام فعالیت­های تولیدی چندان مقبول نیست اما ایرانیان با هوش سرشار و نبوغ تجاری­شان، بازرگانانی نام آشنا در جهان به شمار می­روند و برای رسیدن به این مهم، قله­های بسیاری را فتح کرده­اند.

اما سالیانی است که بی­انگیزگی در ایران رواج یافته و رسیدن به ثروت در کمترین زمان و از نزدیک­ترین راه آرزوی  نسل جوان ایران شده است. نسلی که با واژه­های همچون پشتکار، انگیزه، هدفمندی و تلاش بیگانه­اند و تنها مردان و زنان ایرانی موفقی که می­شناسند پیر امیدیار، بیژن پاکزاد، انوشه انصاری و ... هستند که در خارج از چارچوب مرزهای ایران به موفقیت دست یافته­اند. پیدا کردن اشخاصی که صرفاً با اتکاء به پشتکار و تلاش شخصی و به ­دور از زدوبندهای اجتماعی و اقتصادی رایج، به موفقیت­های بزرگ اقتصادی و اجتماعی در ایران رسیده­اند، به همکاری متقابل این افراد نیاز دارد که چندان از خود گفتن در ایران مرسوم نیست.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 11:56  توسط ملیحه آقاجانی  | 

بنیانگذار آسایشگاه کهریزک

پدر آسایشگاه های معلولین ایران

محمدرضا حکیم‌زادهٔ لاهیجی متولد لاهیجان، از نیکوکاران قدیمی گیلانی است. پدر آسایشگاه‌های معلولان ایران است، زیرا وی بنیانگذار نخستین آسایشگاه سالمندان ایران در رشت بوده‌است. او در پی شناسایی همگان بود تا دست در دست آن‌ها بگذارد و هدف‌های نیکوکارانه خود را به اجرا درآورد. از نخستین گام‌های او برای ایجاد پایگاه‌های نیکوکارانه، شناسایی افراد صاحب‌نظر، خیرخواه و نیکوکار بود.

او به سراغ میخ‌فروش محله، نجار، بنا و سرمایه‌گذار رفت و برای نخستین بار و برای آغاز در پاسخ به دغدغه نیکوکاری‌اش، نخستین مدرسه را در غریب‌آباد لاهیجان، که زادگاهش است، با همت مردم بنا نهاد. پس از ساخت و بهره‌برداری از مدرسه غریب‌آباد که به نام خود او نامگذاری شده‌است، باز با همان شیوه مردمی و انسانی و با کمک مردم به ساخت یک یتیم‌خانه پرداخت که در ۶۰ سال پیش نه تنها در لاهیجان، بلکه در تمامی شهرهای دور و نزدیک نیز معرفی شد و مورد تحسین قرار گرفت.

آوازه خدمتگزاری و محبت باطنی دکتر حکیم‌زاده به مردم، موجب شد تا او را به رشت بخوانند تا در گستره وسیع‌تری به خدمات انسانی خود بپردازد.

دکتر حکیم‌زاده در رشت هم با همان حال و هوای خود به تلاش پیوسته‌اش ادامه داد و با کمک آرسن میناسیان ـ یک نیکوکار مسیحی ـ و با همان شیوه همراهی‌گرفتن از مردم، سازمان خیریه‌ای را بنا نهاد و آسایشگاه سالمندان رشت را درست کرد.

راه او به تهران کشیده شد و دامنه فعالیت‌اش گسترش یافت. مدیر بیمارستان «نجات» شد. در آن‌جا هم دست روی دست نگذاشت و با همان شوق و شور الهی با دکتر حسین دواچی به کار اساسی آمارگیری و نشانه‌گذاری بیماری‌های مسری پرداخت؛ کاری عظیم با بازدهی سلامت‌آفرینی برای قشر وسیعی از مردم که در ندانم‌کاری و ناآگاهی رنج می‌کشیدند. دکتر بار غم و ناملامتی را از روی دوش بسیاری از این جماعت برداشت. خیران تهران وقتی آوازه عشق به خدمت دکتر را دیدند، گِردش حلقه زدند، به یاری‌اش آمدند و عاقبت آن شد که می‌بینید: آسایشگاه خیریه کهریزک که نشانی از رادمردی‌ها و توانمندی‌های یک مرد عاشق انسانیت به نام دکترحکیم‌زاده دارد که:

جان بر سر این نقد نهاد و برفت روانش شاد که بزرگمردی بود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 15:22  توسط ملیحه آقاجانی  | 

علمی که تو را گره گشاید ، بطلب

زان پیش که از تو جان برآید، بطلب

آن نیست که هست می­نماید، بگذار

آن هست که نیست می­نماید، بطلب                   (مولوی)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 12:50  توسط ملیحه آقاجانی  | 

صنعت کفش ایران در آرزوی مردی که دیگر نیست

ايرواني از پيشتازان و بنيانگذاران صنعت مدرن کفش در ايران بود. او از سال 1336 تا 1357 شمسي بيش از 52 شرکت در صنعت کفش و چرم و بيش از 300 فروشگاه زنجيره‌اي کفش ملي در سطح ايران تاسيس کرد.

ژوزف شومپيتر اقتصاددان و پدر معنوي کارآفريني جهان در تحقيقات خود نشان داده است که سطوح بالاي زندگي دنياي غرب مديون شرکت‌هاي عظيمي چون IBM، ATT، GE، GM، RCA..... است. تا شرکت‌هاي کوچک و بودجه‌هايي تحقيقاتي اين قبيل شرکت‌هاي که دنياي غرب را دگرگون مي‌کند. او اثبات کرده است که بهره‌اي که اينان به جامعه مي‌رسانند بسيار بيشتر از سودي است که خود از آن حاصل مي‌کنند.
در ايران اما بنا به ساختار اقتصاد دولتي ظهور اين نوع کارآفرينان همواره بنا به توزيع نابرابر قدرت و عدم امکان فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري و آشفتگي در سامانه اقتصاد دست کم در نوسان بوده است. به همين جهت بنا به مستندات تاريخي عمده‌ترين کارآفرينان ايران در دهه 40 و اندکي در دهه 50 به اوج سرمايه و توليد دست يافته و از اين حيث جامعه ايران تنها اثري که از اين مردان بزرگ در حافظه خود ثبت کرده مربوط به اين دوره است.
دحيم متقي ايرواني بي‌ترديد يکي از اين مردان بزرگ اقتصاد ايران است که نامش در تاريخ کارآفرينان ايراني به نيکي ياد شده است. آخرين بار هفت ماه پيش از آنکه دار فاني را وداع گويد، در نامه‌اي به علي سعيد لو معاون اجراي رييس‌جمهور يادآور شد که با بازپس گيري مجموعه زنجيره‌اي کفش ملي مي‌تواند بيش از 000/100 شغل توليد کنددکتر علي اصغر سعيدي استاد جامعه شناسي دانشگاه تهران و فريدون شيرين کام محقق و پژوهشگر تاريخ اقتصاد ايران در اين مقاله به زندگي و سرنوشت اين انتروپرونر (کارآفرين نوآور) اقتصادي اشارات بديعي کرده‌اند که پاره‌اي از آن تا به امروز از ديد کارشناسان تاريخ اقتصاد ايران مغفول مانده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 15:46  توسط ملیحه آقاجانی  | 

زندگی نامه بنیانگذار کارخانه پیکان  (ناسیونال سابق )

اصل مطلب از دکتر بهزادی است که در روزنامه اقتصادی آسیا چاپ شده است:
زندگینامه‌ی برداران «خیامی»
در سال 1303 خورشیدی در خانواده سید علی اکبر خیامی، مرد روحانی مشهدی، که همیشه شال سبزی به سر می‌بست پسری به دنیا آمد که نامش را احمد گذاشتند. سید علی اکبر از هفت سالگی احمد را به مدرسه فرستاد به این امید که درس بخواند و طبق سنت آن روزگار، کارمند دولت و حقوق بگیر شود امّا احمد عاشق کارهای صنعتی به خصوص سر و کلّه زدن با اتومبیل بود. همین که از مدرسه بیرون می‌آمد یک لُنگ می‌گرفت و به شست و شوی اتومبیل‌های کوچه خیابانها می‌پرداخت و با به دست آوردن پول از این راه به بودجه خانواده کمک می‌کرد. کمی که بزرگتر شد چند آچار و پیچ و مهره و گاز انبر خرید و در کوچه، خیابانها تعمیرهای ساده اتومبیل را هم انجام می‌داد. بعضی‌ها ادعا می‌کردند لنگی را که احمد خیامی در نوجوانی با آن به شستشوی اتومبیل می‌پرداخت در خانه مجلل سه و هفت هزار متری اش واقع در انتهای زعفرانیه به چشم دیده‌اند که در اتاقش آویزان کرده و به آن افتخار می‌کرد. امّا دیگران ادعا می‌کنند چنین لنگی وجود نداشته است. امّا خاطره اتومبیل شویی‌های نوجوانی همیشه در ذهن خیامی زنده بود و او همواره با افتخار می‌گفت که در سرمای زمستان مشهد گاه آن قدر روی اتومبیل‌ها کار می‌کرد که دستهایش ترک می‌خورد و او ناچار می‌شد پیه داغ کرده روی آن بریزد تا زخم آن التیام پیدا کند. مردان خود ساخته از این خاطره‌ها زیاد دارند و احمد خیامی مردی خود ساخته و خاکی بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 15:36  توسط ملیحه آقاجانی  | 

امروز ۱۳ تیرماه ۱۳۸۸ تقریبا بعد از یک ماه مجوز کتاب هر غیرممکنی ممکن است نخستین کتاب از مجموعه کتابهای مردان و زنام موفق ایران صادر شد.  امیدوارم به زودی نسخه چاپ شده آن در اختیار علاقه مندان افراد موفق ایرانی قرار گیرد.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 15:22  توسط ملیحه آقاجانی  | 

 
کد لينک باکس ما :