خليلي در بيش از 20 سال حضور مداوم خود در ايالات متحده، در بنيادها و مؤسسات مختلف (كه اكثراً هم خودش بنيانگذار آنها بود. ) مثلGeltaftan, SCI- و مؤسسه هنر و معماري خاك كاليفرنياCal- و... همواره دغدغه معماري خاك را داشته و در يك كلام عشق خود را به عظمت بازگشت به عناصر ديرآشناي فرهنگ شرقي - ايراني (آب و باد و خاك و آتش) به اثبات رسانيده بود؛ او هم شرق و هم غرب را خوب ميشناخت. حضور خليلي در ايران را ميتوان دوران آموختن از آموزههاي معماري بومي ايران دانست؛
آنچه كه موجبات تعهد هميشگياش به عناصر اربعه (آب، باد، خاك، آتش) به عنوان اصول لايتغير معماري مخصوص او بود و به دنياي معماري ارائه شد. طبع لطيف خليلي (به شهادت ترجمه و تفسيرهايش از اشعار حضرت مولانا) در تلفيق با نوع نگاه او به معماري، او را مبدع سنتي نو در (معماري خاك) كردهاست كه هر چند به ظاهر با تجليات فنآورانه عصر حاضر سنخيت ندارد، ولي در معنا، ترجمان روزآمد جستاري است كه او به عنوان راه حلي فرهنگيساختاري براي عرصههايي خاص از ساختوساز ارائه مي داد.
مهندس نادر خليلى از موسسه پژوهشی خود درهسپريا (Hesperia)، ايالت کاليفرنيا مى گويد: "بيش از 800 ميليون نفر در جهان يا درزاغه نشين هايى که از آهن پاره، چوب، و گل ساخته شده زندگى مى کنند و يا اصلأپناهگاهى ندارند. اين روياى من بوده است که براى مشکل مسکن اين افراد فکرى کنم." از اين شهر کوچک در کناره صحراى مهاوى (Mojave)، خليلى با قريب به سه دهه پژوهش کوشيده تا ثابت کند که راه حلى که او درپىآن است بر پايه توسعه مجتمع هاى تکنولوژى پيشرفته و يا روش هاى ساختمانى پرهزينهنيست، بلکه به اعتقاد او استفاده از ساده ترين مواد - - خاک، کيسه شن ، سيم خاردار،ويا خاک وآتش است.
او در مورد روش هاى ساختمانى سوپر خشت مىگويد:" حلقه هاى پلاستيکی متحدالمرکزى را در نظر گيريد که همچون اسباب بازى بچه ها،روى هم قرار مى گيرد." خليلى معتقد است که روش هاى مورد استفاده وىفقط ضد حريق نيست و با وجود ضد سيل، طوفان و زلزله بودن مصالح ساختمانی آن 40 تا 60درصد کمتر از ساختمان هاى ديگر هزينه دربردارد. او اضافه مى کند که مقدار انرژى کهاز بابت استفاده از مواد طبيعى که هم در مقابل سرما وهم گرما عايق است، صرفه جويىمى شود، کل هزينه مواد استفاده شده در مصالح اصلی را در عرض چند سال پرداخت مى کند. او در موقع صحبت از سازه های خود از واژه " معماری پايدار" مکررأ استفاده مى کند بدين معنا که اين سازه ها بر مواد و روش هاىساختمانى تکيه دارند که اثر بسيار ناچيزی را بر محيط زيست رنجور مى گذارد. کار مهندس خليلى، چنانکه گويى ساده ترين ايدهها ممکن است مبتکرانه ترين ايده ها نيز باشد، نه تنها اميدى براى ساکنين اين جهاناست بلکه علاقه جامعه علمى را هم بعنوان ابزاری اميد بخش جهت سکنى دادن افراد درپايگاههايى آتى در ماه و يا مريخ ، بخود جلب کرده است.مسيرى که مهندس خليلی را به کشف اين حقايقبنيادى سوق داد ساده نبود. در طى دهه 1970، خليلى يکى از سرشناس ترين آرشيتکت هاىايران بود. وى متخصص ساختمانهای آسمان خراش بود و زندگى خود را بين دو دفتر کارش درلوس آنجلس و تهران تقسيم کرده بود. چهره او براى ميليونها ايرانى از طريق حضور مکرروى در برنامه هاى رسانه های عمومی، چهره اى آشنا شده بود. با اين حال، در ميان اينشهرت و موفقيت، او پى برد که از مهندسی معمارى دلسرد شده است."
او مى گويد:" من در رقابت جهت کسب پروژه ها وقراردادها بودم. اما حس کردم که دائما در يک کشاکش هستم، هرگز واقعآ برای مردم کارینمی کردم." يک مسابقه دويدن بچه ها ، نقطه عطفى در زندگىاو بود. در طى يک پيک نيک در يکى از پارکهاى تهران،تعداد زيادى از بچه ها، منجمله پسر خود او، شروع به يک مسابقه دو کردند. او مىگويد:" والدين ،بچه ها را تشويق مى کردند که سريعتر بدوند تا مسابقه را برنده شوند. پسرخود او، که فقط چهار سال ونيم سن داشت و جوانترين دونده بود، مرتب آخر مى شد. اواز روى خجالت و رنجش به پدرش گفت:" من مى خواهم با خودم مسابقه بدهم."
نخست ،خليلى سعى کرد پسرش را به ادامه مسابقه متقاعد کند ولى بعد از آن دست کشيد.
خليلى مى گويد: " از اين رو وقتى همه رفتند،من خطى روى زمين کشيدم و او دور پارک تنها شروع به مسابقه دادن کرد." او دريافت که پسرش نه فقط از اين بابت شادتر بود، "بلکه هربار که به نقطه آغازين مسابقه مى رسيد،چيز جالبى را در پارک کشف کرده بود. او حتى از قبل هم آهسته تر مى دويد، ولى نه تنها از مسابقه خود لذت ميبرد بلکه هميشه اول ميشد."او پى برد که تجربه پسرش از زندگى اوسخن مىگويد. همانگونه که در کتاب خود " تنها دويدن"، مى گويد، با خود عهد کرد که: " من برای رسيدن به ظرفيت های درونی خود مسابقه مى دهم تا سعى درجلو زدن از کسان ديگر."
ديرى نگذشت که کار آرشيتکتی خود را کنارگذاشت و موتور سيکلتى خريد و براى پنج سال در جستجوى الهامى نوين سر به صحراهاىايران گذاشت. در حينى که به کشور خود با ديدى نوين مى نگريست، او سادگى و ارزش والايی در معمارى سنتى، بويژه درهزاران هزار دهکده هايى که از خانه هاى خشت وگلى بود،را مشاهده نمود. خليلى مى گويد:" آنها در حين سادگی در استفاده شان از عناصر طبيعىبسيار عميق بودند. من می خواستم يادبگيرم، و در اين رويا رفتم که ساختمانهايی ازخاک و آتش بسازم."
او همچنين شروع به مطالعه اشعار جلال الدين محمد مولوی، ملقب به رومى (Rumi)، شاعر قرن سيزدهم ميلادی ايرانى که از وحدت وجود وعناصر چهارگانه پر بود، نمود. خليلى از نگرش مولوی الهام گرفت تا از مواد طبيعىبرای مساکن مدرن استفاده کند. خليلى مى گويد:" وقتى که من در صحرا بودم، با پنجشخصيت ابدی آشنا شدم: خاک،آب، باد، آتش و مولوی. من زبان معنويتی را آموختم که درزندگى خودم جای گرفته است. حتى کارمن امروز در هسپريا نيز از مولوی الهام گرفتهاست.
خليلى مى گويد:" من بزودى پى بردم که اگر منساختمان هايى از خاک بسازم – مانند خانه های خشتی و گلی که در دهکده ها وجوددارد - و سپس آنها را آتش بزنم، مى توانم آنها را به خانه هاى زيبا و مقاوم سفالی تبديلکنم که طول عمر بيشترى داشته باشند." او نام اين کار را " گل تافتن" يا طبق عنوانکتاب دوم خود به انگليسی " خانه های سفالين" گذاشت.
او موادی را که در کارهای اخير خود استفادهمی کند "سوپر خشت" می خواند. او با اين مواد سازه هايى عمدتا از کيسه شن و سيمخاردار - - مواد زمان جنگ، که به استفاده صلح آميز درمى آيد - - می سازد که نه فقطتوجه آرشيتکت ها ى ايالات متحده که از آنها تقدير فراوانى دريافت کرده، بلکه سازمانملل را بخود جلب کرده است. سازمان ملل علاقه زيادى به استفاده روش هاى ساده خليلىجهت ساختن پناهگاههاى اضطرارى براى پناهندگان يا براى کسانى که خانه خود را در اثربلاهاى طبيعى از دست داده اند نشان داده است.
در طى اوايل دهه 1980، او شروع به همکارى باجامعه علمى، که اميد فراوانى به مساکن فضايى در خانه هاى سوپر خشت و سفالين اوداشت، نمود. سخنرانى وى در آکادمى ملى علوم آمريکا (National Academy of Sciences) درباره استفاده از خاک ماه جهت ساختن سازه هاى ساده در ماه باعث هلهله و تشويق ازطرف دلنشمندان شد - - واکنشى که معمولأ دراين طور کنفرانس هاى خشک علمی ديده نمىشود. از آنجائيکه هزينه فرستادن يک کيلوگرم ماده به فضا از دو کيلو طلا بيشتر است،شانس بالقوه استفاده از اين مواد در دسترس، بسيار محبوب بنظر مى رسد.
در عين حال، در شهر هسپريا، مهندس خليلىچندين ساختمان که تمامأ از مقررات زلزله سنجى و کدهاى ديگر ساختمانى کاليفرنيا،پيروى مى کند – که در ميان سخت ترين مقررات ساختمانى در جهان محسوب مى شود - برپانموده است. او با استفاده از کيسه هاى شنى و سيم خاردار که باعث مى شود کيسه هاىشنى ليز نخورند، اکنون مشغول ساختن بناهای گوناگون از جمله يک خانه مدرن برای طبقهمتوسط که با سه اتاق خواب و دو گاراژ در شهر هسپريا است. تعجبى ندارد که شهردارهسپريا مى گويد که خليلى قادر به ايجاد انقلابى در صنعت خانه سازى است.خليلى بيش از آنکه از " معماری پايدار" سخنگويد، از الهام خود از مولوی رومى مى گويد. خليلى مى گويد در ايران هر شخص بافرهنگى، شعر حفظ مى کند و با اشعار اين شاعر آشناست. خليلى حتى دو کتاب از گزيدهاشعار مولوی را به انگليسى ترجمه کرده است و از طريق کار خليلى و بسيارى ديگر،مولوی رومى يکى از پرطرفدارترين شعرا در ايالات متحده شده است. به گفته خليلى، مولوی به " وحدت وجود" معتقدبوده و از اينکه عناصر چگونه از يکی به ديگری تبديل می شود بسيار گفته است. او مىگويد که در پيروى از نگرش وحدت، او در صدد خلق يک واژه نامه معمارى جديد از سنت هاىقديمى نيست، بلکه درطريق نائل آمدن به نگرش خود جهت عرضه پناهگاه براى نيازمندان، وطرح سازه های فضايی، سعى وى در " تبلور شعر به معماری پايدار" است. تنها دویدن ، نادر خلیلی چندین سال سراسر ایران را با موتور سیکلت درنوردید، و از هر گوشه و کنار مملکت پهناور ایران فکری، طرحی و نشانه ای ضبط و ثبت کرد که در قالب داستانی جذاب، سرگرم کننده و علمی از شروع تا پایان سفرهای درون ایران گفتگو می کند، و به این مهم پی می برد که چطور از ترکیب آب و خاک و پختن آن ها با آتش و باد، می توان خانه های طاق ضربی زیبایی ساخت و پخت، که این معماری چند هزار ساله اکثر شهرها و روستاهای ایران بوده که بدون اغراق در هیچ کجای دنیا معماری خاک و معماری بومی طاق و گنبد به پای ایران نرسیده است، همان معماری که در سه هزار سال پیش در چغازنبیل خوزستان به کار گرفته شده است.
" در روستایی به خانه ای برخوردم که بر اثر وقوع زلزله ای عظیم فرو نریخته بود و تنها خانه ای بود که در سراسر روستا بر جا مانده بود و این کوره ای بود که در آن کاشی و کول می پختند. خانه مثل سنگ شده بود و توپ هم نمی توانست به آن اثر کند. یک معماری که ضد باد، باران و زلزله است با این تفکر یک مدرسه در جوادآباد ور امین، و دوازده خانه قدیمی روستایی را گداخته کرده و به صورت نمونه هایی ارائه کرد و نمونه های دیگری در امریکا، آلمان، هندوستان، ژاپن و مکزیک. می گوید: " که طاق ضربی یک راه حل اساسی ارزان ضد زلزله و مقاوم برای مشکل عظیم اسکان بی خانمان هاست."
"بعد از 45 سال تلاشی بی وقفه برای رسیدن و به اجرا در آوردن طرح های قدیمی ایرانی، و افتخار به این امر که با آتش و باد و خاک و آب و چهار ارکان ساده این جهان خانه های با خشت و خاک بسازیم و درون آن شعله ای برافروزم. آن چنان که آتش خشت ها را در هم ذوب کند و فضایی یک پارچه به وجود آورد؛ خانه ای که همانند کوره شده باشد و یا کوره ای که بسان خانه باشد. و سپس این خانه را با آتش و لعاب های رنگی چون ظروف سفالین به زیبایی زینت دهم."